3568 Street Name, City Name, United States
880 4343 901 98+ info@barane-eshg.ir

حس چهارم

سلام همسفر

مهم نیست اولین سوالم این بود که چرا همیشه یک دلیل برای آمدن داریم و هزار بهانه برای نیامدن،یک دلیل ازآنِ تقدیر است و صدها بهانه برای تاخیر.دیشب نه باران بارید،نه حتی آسمان از عاشقانه ترین لحظه دو پرنده جا مانده ازغافله. عکس یادگاری انداخت.

هوا هم صاف بود انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. زیبا، تقویم و سال و ماه از دست آسمان هم در رفته، نمی دانست به قول آن شب تو  امشب باید طبق آن قرارداد نه چندان دور محکم امضاء نشده یک جور ثابت کند که آخر هفته است.

نمی دانم چرا فکر می کنم که آسمان عاشق دریاست و قصه این دو،چیزیست شبیه قصه خورشید و ماه  که بر خلاف خیلی افسانه ها از روی عشق بهم نمی رسند.فکرش را بکن،اگر خورشید و ماه بهم می رسیدند چقدر قلب باید قربانی در آغوش کشیدن دو معشوق می شدند.آن دو میسوزند تا ما نسوزیم.اما باید به آنهایی که طبق فرضیه های محکم علمی می پندارند ماه ازخورشید نور می گیرد بگوییم شاید حق با شماست اما در نتیجه هم عقیده ام نه در راه حل.

خلاصه که دیشب هر چه دنباله بهانه گشتم پیدا نشد مثل کسانی که می خواستند آرام کنند و آرام شوند به احترام حرف تو که نباید فانوس به دست گرفت و گشت،بی فانوس وتنها با نور شمع آن شمعدان قشنگ گشتم

انگار دیشب از آن شب ها بود که اگر حق انتخاب داشتم نقاشیش می کردم اما حیف که نشد.

آسمان و دریا رسیدن را بلد بودند و به هم نرسیدند اما من نقاشی را بلد نبودم و برای تو نکشیدم،نواختن هم همینطور برای کسی که حرف و سکوتش،دوری و دیدارش،ماندن و رفتنش و پاسخ و اشاره اش یک سمفونی رویایی با تکنوازی هنرمندانه یک شب بارانیست چه می شود نواخت جزء سکوت.

نمی دانم چرا بار اول اینقدر سخت نبود این حس  اولش مثل چند قطره رنگ که روی بوم نقاشی یک نقاش ناشی  می شود کم رنگ کم رنگ بود-اما امروز هوا جور دیگری بود هر چند این ها باز هم جزء آن هزار بهانه نیامدنست.

شاید اگر آسمان دیشب به وعده اش عمل میکرد تمامش از باران برایت می نوشتم و نمیرفتم سراغ تبرعه دلیکه مانده بود سر آمدن و نیامدن،اما انگار آسمان هم بدش نمی آمد قصه اش را برای تو بنویسد و خودش یکبار هم که شده دور از چشم ساکنان این کره برایه تنهایی اش گریه کند  دیگر حرفی نیست جزء خداحافظی نوعی سلام عجیب برای آغاز خاطرات بعدیست که هر وقت اراده کنم می نویسمش…

 

3 thoughts on “حس چهارم”

  1. سلام به مدیریت باحال وبلاگ باران عشق

    خسته نباشید

    مرسی که به بنده حقیر سرزدید…

    بازم سربزنید 

    خوشحال میشم بدجورررررررررر…..

    وبلاگتونم محشره…

    خداحافظ

    1. Bahman گفت:

      سلام آبجی سردار عزیز

      مرسی سلامت باشید

      باعث افتخاره حتما سر میزنم

  2. فاطمه گفت:

    میتوان زیبا زیست
    نه چنان سخت که از عاطفه دلگیرشویم
    نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بدوخوب
    لحظه ها میگذرند
    گرم باشیم پرازفکروامید
    عشق باشیم وسراسرخورشید
    زندگی همهمه مبهمی از ردشدن خاطره هاست
    هرکجاخندیدیم هرکجاخنداندیم
    زندگانی آنجاست
    بی خیال همه تلخیها
    ………………………………………………….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *